,

اراده این مرد کوه را شکافت.

 

وقتی در یک شهر و یا روستای کوچک زندگی کنید درک می‌کنید که برای خیلی از مایحتاج‌های زندگی احتیاج دارید به شهرها و روستاهای اطراف بروید. حالا اگر مسیر آسان باشد سختی این کار خیلی به چشم نمی‌آید. یک کوه با مسافت حدودا ۱۰۰ متر بین روستای گلهور و شهر فاصله انداخته است. گلهور روستای فقیری است که نه مدرسه دارد نه بیمارستان و نه هیچ امکاناتی. مردمش با کشاورزی سنتی مایحتاج اولیه‌اشان را به دست می‌آورند و برای همه این امکانات مجبورند مسافتی حدود۷۲ کیلومتر کوه را دور بزنند تا به شهر برسند راه دیگر شان هم این است که جانشان را کف دستشان بگذارند از کوه به آن بزرگی بالا بروند تا به شهر برسند، خیلی‌ها عزیزانشان را برای این میان‌بر خطرناک از دست دادند. آنها روزانه تلفات زیادی در این مسیر می دادند.

یک روز مردی بود که نامش داشرات مانجی Dashrath Manjhi بود و در آن سوی کوه هیزم جمع می‌کرد، زنش از کوه بالا رفت تا برای او غذا ببرد او از کوه افتاد و به شدت آسیب دید. آن روز این مرد یک تصمیم گرفت.

تا چند سال دیگر اهالی روستا از کوه بیفتندو تا آخر عمر خانه‌نشین شوند؟

او تصمیم گرفت که به این مصیبت پایان دهد. او سه قایق که کل دارایی‌اش بود را فروخت تا وسایل اولیه لازم مثل پتک، چکش و چند میله محکم بخرد. همه اهالی شهر و روستا می‌گفتند این کار غیرممکن است دست تنها بدون امکانات. حتی برادرانش فکر کردند او دیوانه شده‌است. چطور یک مرد تنهایی کوهی به ارتفاع ۱۰۰ متر را بشکافد. از چه راهی خرج زن و فرزندانش را می‌خواهد درآورد؟

وسایل اولیه شکافتن کوه

مرد هندی کوه کن

۲۲ سال گذشت و او توانست. او روزانه از ساعت ۸ صبح تا ۱ بعدازظهر زمین‌های مردم را شخم می‌زد تا خرج زندگیش را درآورد.از ۴بعدازظهر تا ۸ شب و بعد از یک استراحت کوتاه تا ۱ شب کوه را می‌کند. با هر ضربه او به رویایش نزدیکتر می‌شد. بالاخره بعد از ۲۲ سال کار سخت  و طاقت‌فرسا او به هدفش رسید. داشرات کوه را دست تنها خودش با ابتدایی‌ترین وسایل ممکن شکافت. او یک مسیر ۱۰۰ متری به عرض ۹ متر از دل کوه شکافت و حالا شهر تنها ۱۰۰ متر را راه آسان وصاف  با روستای آنها فاصله داشت که هم کودکان می‌توانستند به مدرسه بروند و هم زنان به راحتی محصولاتشان را با پای پیاده در شهر بفروشند و بیمارستان و دارو در دسترسشان بود.

جاده عشق

او باز هم از تلاش دست نکشید، او این راه میان‌بر را به جاده اصلی وصل کرد حالا روستای فقیر ودورافتاده آنها با ۶۰ روستا و شهر دیگر ارتباط دارد. او پیاده در مسیر ریل راه آهن به دهلی نو رفت را مسئولین را متقاعد کند که جاده او را آسفالت کنند و به روستای آنها آب آشامیدنی و بیمارستان و مدرسه بدهند.

قهرمان کوه کن

قهرمان شکست ناپذیر در سال ۲۰۰۷ از سرطان شکست خورد و درگذشت. اما چیزی که از خود به جای گذاشت قرنها باقی می‌ماند.  او نه تنها به اهالی روستا بلکه به همه کسانی که داستان او را شنیدند و یا از جاده او گذشتند ثابت کرد که اراده انسان کوه را هم آب می‌کند. حالا نه تنها زندگی خانواده‌اش بلکه کل روستا تغییر کرده‌است. آنها همه چیز دارند و همه زندگیشان را مدیون این ابر انسان‌اند. او قبل از مرگش به اعضای خانواده‌اش گفت که قرن‌ها زنده‌است. حالا بیمارستان و مدرسه و جاده و روستا به نام این کوه کن قهرمان  شده‌است. او یه فرزندانش می گفت اگر به قدرت خودت ایمان داشته باشی هیچ کاری غیر ممکن نیست.

لینک اصلی

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *