,

بعد از خیانت همسرتان این ۶ دروغ را درمورد خودتان باور نکنید.

 

هیچ اتفاق بدی در زندگی به اندازه خیانت همسرمان روحیه ما را خراب نمی‌کند.  روانشناسان خانواده از خیانت به عنوان خشونت در اعتماد یاد می‌کنند و معتقدند که تاثیر خیانت روی مغز به هیچ عنوان قابل توصیف نیست. خیانت احساس امنیت ما را در جهان از بین می‌برد و یک جرقه ناگهانی برای ایجاد حس تلخ تنهایی است. خیانت بزرگترین تهدید برای عشق و دوست‌‌داشتن است و حس وحشتناک خیانت تمام اعتماد به نفس عاشقانه را از بین می‌برد.

اما بدترین قسمت ماجرا، رفتاری است که ما با خودمان می‌کنیم. به محض اینکه متوجه خیانت همسرمان می‌شویم اولین ترس و بی‌اعتمادی بزرگ و سوال آزار‌دهنده در ذهن ما ایجاد می‌شود که” حتما من یک مشکلی داشتم که او به من خیانت کرده‌است”.

البته تمام کسانی که با این اتفاق تلخ مواجه می‌شوند این حس را نخواهند داشت اگر بتوانند با این اتفاق زجرآور درست برخورد کنند.

روانشناسان می‌گویند: ما نگران کسانی نیستیم که با خیانت همسرشان عصبانی می‌شوند و از کوره در می‌روند، بلکه ما نگران کسانی هستیم که عصبانی نمی‌شوند، زیرا این افراد همان‌هایی هستند که خودشان را مقصر می‌دانند و ملامت می‌کنند و بیشترین آسیب را به خود می‌زنند. این بدترین عکس العمل است که با متوجه شدن خیانت همسرمان سعی کنیم خودمان را اصلاح کنیم تا او دیگر به ما خیانت نکند این کار بیشترین آسیب را به روح و روان ما می‌زند.

متاسفانه این چیزی است که در فرهنگ ما به غلط جا افتاده است: اگر مرد خیانت می‌کند حتما زنش سردمزاج است، اگر مرد خیانت می‌کند حتما زنش شلخته است و یا اگر زنی خیانت می‌کند مردش نیازهای او را براورده نمی‌کند. تمام باورهای غلطی که تقصیر را گردن دیگری می‌اندازند. این باورها آنقدر جا افتاده‌اند که حتی وقتی کسی خیانت می‌کند با اعتماد به نفس تمام همین دلایل را می‌آورد و خود را از زیر بار این گناه زشت خلاص می‌کند. همه در مواجه با خیانت این دروغ‌های رایج را به خودشان می‌گویند تا بتوانند با قضیه کنار بیایند.

دروغ اول: من خیلی احمقم!

روانشناسان این جمله را از هر زنی که به او خیانت شده می‌شنوند: ” من خیلی احمق بودم که فکر کردم او مرا دوست دارد” “من خیلی احمق بودم که فکر می‌کردم او هیچ‌وقت به من خیانت نمی‌کند”.

واقعیت اول: شما احمق نبودید شما یک همسر وفادار بودید که به کسی که لیاقت اعتماد کردن نداشت اعتماد کردید و او به اعتماد شما خیانت کرد.

دروغ دوم: من هیچ وقت این اتفاق را فراموش نمی‌کنم!

واقعیت این است که چرا شما این کار را می‌کنید. خیلی طولانی‌تر از آنچه که فکر می‌کنید طول می‌کشد ۳ تا ۵ سال. اما زمان باعث می‌شود که شما فراموش کنید. مهمتر آنکه در طول این مدت شما همه سعی‌اتان را می‌کنید که زندگی زناشویی بهتری داشته باشید(اگر تصمیم بگیرید که کنارش بمانید) و اگر تصمیم به ترکش بگیرید باز در این مدت سعی می‌کنید زندگی جدیدتان را بهتر کنید.

دروغ سوم: به من خیانت کرد برای اینکه دیگری در رابطه جنسی فوق‌العاده بوده است.

واقعیت این است که کاری را که آن دیگری کرده‌است شما نمی‌خواهید انجام دهید نه اینکه نمی توانید. ممکن است تمام آن لحظات عاشقانه و صحنه‌های جنسی مال فیلم‌ها باشد اما همه آن حرفهایی که او به شما گفته دروغ نبوده است. خیلی‌ از تجربیات تلخ ناکامی جنسی و حتی خستگی و اختلالات در تحریکات جنسی اتفاقاتی است که برای هر زوجی پیش می‌آید و تنها شما نیستید که این مشکلات را داشته‌اید. مشکل شما این بوده‌ یا نخواسته‌اید این ناکامی‌ها را درست کنید و یا فکر کردید که اینها مسائل مهمی نبوده که زندگی خود را به خاطر آن در خطر ببنید. شما باید خودتان را متقاعد کنید که شما ویژگی‌های خاصی داشته‌اید که همسرتان نمی‌توانسته آنها را نادیده بگیرد و حتی به هیچ وجه آنها را در رقیب عشقیتان نیافته است. اینکه شما را پنهان کرده و یا در خفا دارد خیانت می‌کند همان دلیلی است که در شما به آن توجه نمی کنید او نمی‌خواهد شما را از دست بدهد با تمام کم وکاستی‌ها.

دروغ چهارم: او به من خیانت کرد برای اینکه من چاق شدم یا اندامم خراب شده‌است یا مریض شدم و افسرده‌ام.

واقعیت این است که او خیانت کرد به این دلیل که او از نظر احساسی هنوز به آن مرحله از بلوغ نرسیده‌است تا مشکلات را با خودش به خوبی حل کند. هر مردی که به علت چاق شدن و یا حامله شدن زنش خیانت می‌کند مانند کودک معلول و یا فرزند یک پدر و مادر پیر بی‌حوصله است که برای فرار از درگیری‌های خودش به هر دری پناه می‌برد. بگذارید رک و پوست‌کنده بگوییم که هر فردی که خیانت می کند توانایی داشتن یک رابطه سالم را ندارد او فاقد درک ارزش سخن گفتن است. هر مشکلی با حرف زدن دو طرف حل می‌شود و هیچ دلیلی برای فرار از آن شرایط وجود ندارد. متاسفانه خیلی از ما توانایی مواجه شدن با اتفاقات بزرگ زندگی را نداریم. ترس از پدر و یا مادرشدن، ترس از تنهای، ترس از ورشکستگی و حتی ترس از دست دادن عزیزانمان ما را ضعیف‌تر از می‌کند قوه تشخیص و تحلیلمان را بالا ببریم و تنها را فراموشی این ترسها به آغوشی دیگری پناه بردن است کسی که شاید حتی با این ترسهای ما غریبه باشد. برای فرار از ترسها خیانت و تنوع چیزی است که برای همه راحتترین کار ممکن به نظر می‌آید.

دروغ پنجم:  تمام شادی و خوشحالی من به او بسته بود.

واقعیت این است که تمام خوشحالی شما به خودتان بستگی دارد. اهمیتی ندارد که دنیای ترانه‌های عاشقانه چه می گوید همه ما به دنبال نیمه گمشده خود هستیم اما این به این مفهوم نیست که ما فقط یک نیمه گمشده داریم.

دروغ ششم: زندگی زناشویی من دیگر مثل قبل نمی‌شود(روز به روز بدتر می‌شود)

واقعیت این است که زندگی زناشویی شما دیگر مثل قبل نمی‌شود چون روز به روز بهتر می‌شود.  درست است که زمان زیادی می‌برد تا به همسرتان بفهمانید که چه لطمه‌ای به زندگی و احساسات شما زده‌است و تلاش زیادی می‌خواهد که او را تبدیل به یک انسان قابل اعتماد بکنید که لایق عشق و اعتماد شما باشد. مهمترین قسمت این است که اگر می‌خواهید به زندگی به همسرتان ادامه دهید و زندگی بهتری داشته باشید به او بفهمانید که اشتباهش را فراموش می‌کنید و او را برای این اشتباه مدام سرزنش نکنید. بعد از  چند سال شما متوجه می‌شوید که چه زندگی محکم و عاشقانه‌ای را از نو شروع کرده‌اید که حتی خیلی لذت‌بخش‌تر  از گذشته خواهدبود.

خواندن مطلب (کدام دسته از آدم‌ها تمایل به خیانت دارند) هم برای شما جذاب خواهد بود.

لینک اصلی

 

.

 

1 پاسخ

تعقیب

  1. […] می‌شود. (برای اینکه بدانید در هنگام خیانت همسر چه کنید این لینک را […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *