,

دروغگویی را چطورتشخیص دهیم و وادارش کنیم راستش را بگوید؟

دروغ گفتن گاهی اجتناب‌ناپذیر است اما فریب دروغ را خوردن و آن را باور کردن به هیچ وجه اجتناب ناپذیر نیست.  وقتی شما در مقابل یک دروغگو نشسته‌اید و به حرفهایش گوش می دهید. شما می توانید حقیقت را  با تمرکز روی حرکات و رفتارهای غیرکلامی بسیار خاص کشف کنید. شما به راحتی می توانید سوالاتی بپرسید که از طریق زبان بدن دروغگو و رفتارهای ناخودآگاه او ثابت کنید که دروغ می گوید.

رفتارهای غیرکلامی دقیقا چه چیزی به ما می گویند؟

احتمالا این جمله را زیاد شنیده اید که “وقتی کسی به شما در مقابل سوالی که پرسیدید پوزخند زد بدانید که دارد دروغ می گوید”. حتی شاید نمایش‌ها و یا برنامه های زنده‌ای را هم دیده‌اید که شخص می‌تواند با مشاهده زبان بدن کشف کند که طرف مقابل راست می‌گوید یا دروغ. به هر حال رفتارهای غیر کلامی در مورد دروغ بسیار پیچیده تر از آن چیزی هستند که در فرهنگ عامه جای افتاده است و اشخاص فکر می‌کنند با دانستن آنها می‌توانند دروغگو را سر جایش بنشانند.

وقتی کسی دروغ می‌گوید نشانه‌های غیر کلامی به صورت خودآگاه و یا ناخودآگاه از خود بروز می‌دهد که نشان بدهد هیچ دروغی در کار نیست اما ثابت نمی‌کند که کسی دارد دروغ می‌گوید. نویسنده کتاب “هر کسی چه می‌گوید؟” و مامور ارشد اف بی آی، جو ناوارو می‌گوید:

” واقعیت این است که یک رفتار مبنی بر فریب دادن وجود ندارد، در عوض رفتارهای زیادی وجود دارد که نشان‌دهنده زمانی است که فرد استرس، اضطراب، پریشانی و یا ناراحتی‌های روانی دارد.

دروغ هر چند هم که برای دروغگو عادی باشد باز هم استرسی بابت ساختن دروغش دارد. در حالی که رفتارهای غیر کلامی و زبان بدن ممکن است ثابت نکند که شخص دروغ می‌گوید اما با برجسته ساختن این نشانه‌ها سرنخ های زیادی به شنونده می دهد. هنگامی که کسی حرفی به شما می زند که احتمال می دهید دروغ باشد با پرسیدن سوالات مختلف می‌توانید بفهمید که شخص روی چه کلماتی استرس بیشتری می‌گیرد.

ناوارو در این مورد مثال جالبی می زند: داستان راجع به یک قتل بود و پزشک قانونی اعلام کرده بود که مقتول با ضربات تیز یخ خرد کن کشته شده است. بازرس این جزئیات را در نظر گرفت تا ببیند مظنون که ادعای بیگناهی می‌کند واقعا بی‌گناه است یا دروغ می‌گوید!

علاوه بر سوالات مختلفی که کاراگاه پرسیده است مانند سوالاتی از قبیل اینکه هنگام وقوع جرم کجا بوده و یا چه می‌کرده است، کاراگاه سوالات زیر را می پرسد: اگر شما او را به قتل رسانده بودید آیا از تفنگ استفاده می‌کردید؟ اگر او را به قتل رسانده بودید احتمال داشت که با چاقو او را بکشید؟ اگر می‌خواستید او را بکشید از یخ خرد کن استفاده می‌کردید؟ اگر می‌خواستید اورا بکشید آیا از کارد آشپزخانه هم استفاده می کردید؟

پاسخ به همه این سوالات ” نه ” است. اما زبان بدن و یا رفتارهای غیرکلامی به همه این سوالات یکی نخواهد بود. وقتی که حرف یخ خرد کن پیش آمد قاتل چشمانش را پایین آورد و برای چند ثانیه به سمت چپ نگاه کرد چشمش را خاراند و بعد گفت “نه”. این رفتارهای چشمی باعث می شود که کارگاه بحث یخ خرد کن را پیش بگیرد که چه اتفاقی در شب قتل افتاده است. در نهایت با ادامه سوالات درباره یخ خرد کن ماجرای شب قتل آشکار می شود و قاتل رازش آشکار می‌شود تنها به این خاطر که خودش، خودش را با چشم‌هایش لو داده است.

هرچند این راه بسیار سخت است و احتیاج به حرفه ای بودن وشدن در زمینه رفتارهای غیر کلامی دارد، اگر دنبال چند سرنخ هستید باید سوالات کمی بپرسید قبل از آنکه مدرکی دستگیرتان شود. اگر سوال حیاتی را پرسیدید که دروغگو می‌فهمد شما می‌دانید. اما پرسیدن سوالات زیاد تنها به او ثابت می‌کند که شما شک دارید و نمی توانید حقیقت را تشخیص دهید. سوالاتی بپرسید که بدانید تاثیرگذار است حتی اگر پاسخ را بدانید. اگر سوال درست باشد که او را غافلگیر می‌کنید که احتمالا اعتراف خواهد کرد ولی کاری که نباید بکنید فشار آوردن به او است.

دروغگویی

اولین کاری که می‌کنید این است که نباید از موضع بالا و یا قانون با او رفتار کنید که فکر کند می خواهید به هر قیمتی اورا تسلیم کنید که هیچ وقت نتیجه بخش نیست. یک جای آرام، ساکت و خلوت و بدون سرو صدا بیابید و بخواهید که داستان را بگوید سعی کنید داستان را شما در دست بگیرید. برای اینکه بار شناخت خود را بیشتر کنید از او بخواهید که پس زمینه را تعریف کند. دروغگوها معمولا سعی می‌کنند داستان را بر اساس ترتیب زمانی بچینند که جای شک و شبه نماند و بازپرسها هم اغلب داستان را به ترتیب زمانی برعکس و آشفته سوال می‌کنند. دروغگو کلمات را از قبل تمرین می کند اما ژست و زبان بدن را نمی‌تواند حداقل به خوبی از قبل تمرین کند.

به طور کلی شخص راستگو هیچ ابا و ترسی از گفتن پس زمینه داستان ندارد. ناوارو معتقد است که فشار آوردن استراتژی بدی است برای کشف حقیقت. او می‌گوید ” اگر شما به فرد مقابل هر گونه فشاری  بیاورید، نتیجه ای که می‌گیرید یک توافق است، توافق هم چیزی جز کمترین میزان اطلاعات نیست. آنچه که شما احتیاج دارید همکاری است برای رسیدن به حقیقت که تنها از طریق همکاری که شاید در ظاهر حتی مقاومت باشد می‌توان به اطلاعات دقیق رسید.”

نکته جالب دیگر این است که باید انگیزه شخص دروغگو را درک کنیم  که برای چه دارد دروغ می‌گوید وقتی از او می‌پرسیم چرا فلان کار را کردی؟ این سوال چرا او را در وضع دفاع قرار می‌دهد وتنها استراتژی کسی که کاری بر خلاف آنچه باید انجام دهد و گناهکار به نظر آید دروغ گفتن است. به جای این سوال چرا دار، سعی کنیم راههای مختلفی که یک فرد ممکن است به آن فکر کند تا کاری را انجام دهد ویا انگیزه هایی که به ذهنمان می رسد را با او در میان بگذاریم.

به طور خلاصه هر چقد لحن اتهامانه شما کمتر باشد اطلاعات بهتری و درست‌تری به دست می‌آورید. بدانید چه سوالاتی لازم است بپرسید، به دنبال سرنخ‌های درست باشید، و کمی بیشتر در خودتان تعمق کنید. بدانید که وقتی تمام اطلاعات را به دست آوردید دیگر چاره‌ای برای او جز راست گویی و اعتراف نمی‌ماند. بیشتر از آنکه به کلماتش دقت کنید به رفتارهای غیر کلامی و کلمات کلیدی دقت کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *