, , , , ,

واکنش جامعه ایرانی به همدردی مسئولین با سفر ابدی بانوی ریاضیات ایران و جهان، مریم میرزاخانی

مریم میرزاخانی

“فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود

اما یگانه بود و هیچ کم نداشت.”

بانوی جوان ریاضیات ایران و جهان، مریم میرزاخانی، درگذشت.

نمی دانم این همه همدلی به معصومیت و صفای چشمان مریم بر می گردد یا صرفا به مدال پررنگی که بر گردن او آویخته ولی هر چه بود شکوه رفتنش هم کم از بودنش نداشت. مریمی که همیشه در اوج زیست و در پایان “فسانه ای گفت و در خواب شد” و این توفیقیست نزد اولیا.

در این بین موج سواری عده ای که همیشه جز غر و لند در دنیای مجازی و غیر مجازی کاری بلد نیستند برای من بیش از همه آزار دهنده است. غر و لند به اینکه اگر مریم ایران می بود همچنان باید مثل چند ده میلیون زن دیگه در خانه کهنه بچه می شست یا در بهترین حالت پای تخته های دانشگاه شریف انتگرال دو گانه حل می کرد یا مقامات دولتی چه حقی دارند مریم را افتخار ایران بخوانند در حالیکه مریم بی حجاب مورد تایید جمهوری اسلامی نمی تواند افتخار جمهوری اسلامی باشد و یا ای مردم مرده پرست ایستادید مریم بمیرد و یادی از او بکنید و اشارات فراوان به اتوبوس نخبگانی که هیچ وقت به مقصد نرسید و اگر آن اتفاق که مسئولش حاکمین هستند نمی افتاد چه بسا ما مریم میرزاخانی ها و رضا صادقی ها داشتیم.عده ای هم به چاپ عکس بی نشانی از موی سر مریم در روزنامه ها تاختند که اگر شیوه زندگی و پوشش مریم مورد تاییدتان نیست مایه گذاشتن ازو برای بالیدن به ایران و ایرانی بی مورد است و رسانه ها را حتی لاشخورهایی خطاب کردند که از هیچ چیز نمی گذرند و…

جدا ازینکه این نوشته هم خود غر و لند ایست از نوعی دیگر  و جدا ازینکه می شود از همه این اظهار نظر ها به نتایج جامعه شناسی و انسان شناسی در جامعه کنونی ایران رسید، پرسشی که با خواندن هر کدام ازین به اصطلاح مرثیه ها مطرح می شود این است که اگر مقامات دولتی و حکومتی درگذشت مریم را تسلیت نمی گفتند این عزیزان پیراهن عثمان درست نمی کردند و واسفا سر نمی دادند که از تسلیتی هم ابا دارید؟ یا اگر روزنامه ای بنا به ملاحظات و تجربیات پیشین به همین شیوه ها تلاش داشته تا از جامعه عقب نماند و از ابراز همدردی در صفحه اول فروگذاری نکرده، همین تسلیت را نمی گذاشت به چوب تمشیت نمی نواختیدش؟  ایران امکاناتش در حد یک کشور جهان سوم است و این را همه می دانند ولی مگر نه اینکه با همین امکانات میرزاخانی در دورانی که در ایران بوده بالاترین مدال طلا را در جهان گرفته و مگر نه اینکه اولین زن دنیاست که مدال فیلدز بر گردن آویخته. یعنی این دوستان مدعی هستند میانگین ضریب هوشی ایرانیان از باقی شش میلیارد و اندی جمعیت جهان بالاتر است؟ من به نوبه خودم این همه همدلی را نشانه خوبی می بینم و بی اینکه منکر کم و کاست های فراوان در نظام آموزشی و خیلی بخش های دیگر در میهن عزیزمان باشم  ایمان دارم که مریم میرزاخانی ها حتی در نبودشان بانی پیامدهای خوبی در دنیا و به خصوص ایران عزیزمان خواهند بود و نباید اگر کسی با هر نیتی حتی به ظاهر با جامعه و دنیا یکدل می شود آن را دستاویزی برای برون ریزی عقده هایمان قرار دهیم.

به امید پاسبانی و حمایت هرچه بیشتر این سرمایه های ملی در بود و نبودشان.

روانش شاد و یادش گرامی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *