پدر ثروتمند، پدر فقیر!جملاتی که ثروتمندها نمی گویند

پدر ثروتمند پدر فقیر

یک تفاوت بزرگ بین انسان های ثروتمند و انسان های معمولی وجود دارد و آن چیزی است که برای گوش آنها اتفاق می افتد. “فرزند یک پدر ثروتمند بودن این امکان را به من داد تا تاثیر دیدگاه های مختلف و اثرات افکار متفاوت را در زندگی فرد به خوبی درک کنم.” . این جمله رابرت کیوساکی میلیونر و نویسنده کتاب معروف “پدر ثروتمند پدر فقیر ” است.  دو

پدری که او در کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر از آنها نام می برد یکی پدر واقعی خودش” پدر فقیر” (که تمام عمرش را درگیر مشکلات مالی بود و در نهایت با بدهی بسیار فوت شد)  و دیگری پدر نزدیکترین دوستش بود “پدر ثروتمند” (کسی که با کمترین امکانات شروع کرد و تبدیل به یکی از پولدارترین افراد هاوایی شد).

او در کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر می‌گوید: “من کاملا درک کردم که پدر من فقیر بود نه به خاطر اینکه درآمد کمی داشت که صد البته عامل مهمی است بلکه به خاطر افکار و رفتارهایش بود”. با اینکه شیوه حرف زدن پدر ثروتمند و پدر فقیر کیوساکی با یکدیگر کاملا متفاوت بود اما او هرگز این ۶ جمله را از پدر ثروتمند دوستش نشنید در حالیکه پدر فقیرش همیشه با آن جملات زندگی میکرد.

من نمیتوانم هزینه آن را بپردازم.

پدر ثروتمند همیشه می گفت : من چطور میتوانم هزینه آن را بپردازم؟

اولین جمله یک جمله خبری است و دومین یک جمله پرسشی. اولی جمله شما بار سنگین را از دوش شما برمی‌دارد و دومین جمله شما را وادار به اندیشیدن می‌کند. در واقع این جمله به این مفهوم نیست که شما همیشه در حال خرید کردن و پول خرج کردن باشید بلکه به این مفهوم است که این سوال ذهن شما را وادار به تمرین و تکاپو می کند. نکته مهم همین است که هرچقدر ذهن بیشتر کار کند پول بیشتری به دست می آورد.

من برای پول در آوردن کار می‌کنم.

پدر ثروتمند می گوید “پول من برای من کار می‌کند”.

بین انسان های پولدار و انسان های معمولی درمورد پرداخت پول تفاوت اساسی وجود دارد. به انسان‌های معمولی براساس زمان کار و یا دستمزد ساعتی حقوق داده می شود. در حالیکه انسان های پولدار معمولا بیزینس و تجارت خود را دارند و یا بر اساس کمیسیون و پورسانت های بالا قرار داد می بندند و بنابراین حقوق بالاتر را برای خود در نظر می‌گیرند.

به گفته رابرت کیوساکی اگر شما برای پول کار کنید شما به صاحب کار و رئیس خود قدرت می دهید اگر پول برای شما کار کند شما قدرت دارید و کنترل امور را در اختیار خود دارید.

وقتی پای پول خرج کردن در میان است احتیاط کن و ریسک نکن.

پدر ثروتمند می گوید “یادبگیر چطور ریسک کردن را مدیریت کنی”. انسان های ثروتمند برای بردن بازی می کنند که نیازمند آن است که گزینه ریسک پذیری و خطر را بالا ببرند.  به همان اندازه که ریسک پذیری و خطر کردن در ثروتمند شدن اهمیت دارد به همان میزان هم باهوش بودن و آگاهی داشتن در ریسک پذیری اهمیت زیادی دارد. این همان نکته ای است که پدر ثروتمند از آن با اصطلاح  “مدیریت ریسک کردن ” عنوان می کند. ریسک های کورکورانه و بی هدف راه به جایی نمی برد  اما ریسک هایی که بر اساس فکر و مدیریت باشد (که لازمه آن تحصیلات و تجربه و تفکر هوشمندانه است)همیشه پر از سود و منفعت است.

حسابی درس بخوان تا یک کار خوب پیدا کنی.

پدر ثروتمند می گوید “حسابی درس بخوان تا یک شرکت خوب بخری”.

پولدارترین آدم ها از افکار بزرگ نمی ترسند. آنها سطح انتظاراتشان را بالا میبرند و انتظار دارند که بیشترین درآمد را داشته باشند. این در حالی است که افراد با درآمد معمولی به چیزهایی کمتر از آنچه لیاقتشن است فکر می کنند.

من هرگز ثروتمند نمی شوم.

پدر ثروتمند اما می گوید” من ثروتمندم و افراد ثروتمند هیچ وقت این کار را نمی کنند”.  حتی اگر پدر ثروتمند من ورشکست هم شده باشد او همچنان خودش را یک ثروتمند می داند و خطاب می کند.  کیوساکی در کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر می نویسد که پدر ثروتمندش معتقد بود که بین فقیر بودن و ورشکست شدن تفاوت زیادی است فقر همیشگی است و ورشکسته شدن موقتی است.

من به پول علاقه ای ندارم.

پدر ثروتمند می گوید: “پول قدرت من است”.  بیشتر ما درس میگیریم تا خوب آموزش ببینیم که بتوانیم کار خوب پیدا کنیم و به  چیزی که داریم مفتخر شویم. در عین حال افراد ثروتمند در مورد پول کاملا منطقی فکر میکنند و به پول به همان دیدی نگاه میکنند که باید نگاه کنند یعنی یک وسیله قدرتمند که امکانات و فرصت ها را به وجود می آورد.

شما چطور فکر می کنید مانند پدر ثروتمند و یا پدر فقیر؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *